تبليغاتX
دریای سیاه

دریای سیاه

تقدیم به روزنه’ نور در دنیای تاریکم***M***

وداع

 

در شهري به نام (عشق)،کوهي است به نام (محبت).در اين کوه رودي

است به نام (صفا)،در اين رود آبراهي ميرود به نام (وفا)،سرانجام اين

آبراه به آبگيري ميرسد به نام ((وداع....))

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 21:22  توسط فرزین  | 

شمع

 

در تاريکي 3 شمع روشن کردم،اولي براي بودنت،دومي براي

ديدنت،و سومي براي بوسيدنت.در آخر هر 3 را خاموش کردم

براي در آغوش گرفتنت!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:20  توسط فرزین  | 

دوستت دارم

 

اگه ميخواي بدوني که چقدر منو دوست داري،وقتي بارون مياد

دستتو دراز کن و هر چقدر که تونستي از قطره هاي بارون جمع

کني به همون اندازه به من علاقه داري،اما اگر خواستي بدوني که

من چقدر دوستت دارم دونه هاي باروني که نتونستي بگيري رو

بشمار،بدون به همون اندازه من دوستت دارم....(M)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:17  توسط فرزین  | 

همه هستی من

 

وقتي هستي،نيستم...وقتي نيستي،هستم...وقتي هستم،نيستي...

وقتي نيستم،هستي....اي همه ي نيست شده ي هستي من،هستي

من نيست ميشود وقتي تو نيستي

 

(تقديم به تو که بهتريني)

دوستت دارم عزیزم

دریــــــــای سفیـــــــــد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:14  توسط فرزین  | 

کاش

کاش می توانستم با خود سخنی داشته باشم ،

از خود بگویم ، باورم را باور کنم ، خوانده هایم را

 بنویسم مثل او ، مثل او که بودنش را باور دارم

                  (M)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 16:5  توسط فرزین  | 

خواب...

 

چراغها را خاموش کنید

می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم

غریبه اگر می خواهی به خواب من بیایی

نامم را که صدا میکنی کمی آرامتر

بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو

میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم

از من نگیر این لحظه های دلخوشی را

نگذار حتی در خواب دیدن تو برایم عقده شود...

یادت میاید حرفی را که زدی

گفتی میروم

گه گداری شاید به خوابت بیایم

شاید در خواب تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم

و چه خودخواهانه گفتی...

لا اقل همین وعده را برایم بگذار...

غریبه به خاطر خدا در خوابم هم که شده صادق باش

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 16:2  توسط فرزین  | 

بی تو می فهمیدم....

بی تو می فهمیدم

چون چناران کهن

از درون تلخی واریزم را

کاهش جان من این شعر من است

ارزو می کردم

که تو خواننده ی شعرم باشی

                                      ـــــ راستی شعر مرا می خوانی؟

نه دریغا هرگز

باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی

                                     کاشکی شعر مرا می خواندی!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 0:14  توسط فرزین  | 

چی بگم؟!!!


نمی دونم چی بگم ، از خودم بگم ، از درد دلم بگم ، از کجا شروع کنم و چگونه تموم کنم .
حرف آخر دلم رو نوشتم . اگر دوست داشتی می تونی یه نظر بدی تو وبلاگم .
برام سخته گفتنش ولی . . .
حرف های ما هنوز ناتوم . . . تا نگاه می کنی وقت رفته ! باز همان حکایت همیشگی . . .
یکی از بزرگان میگه هر کی رو دوست داری بهش بگو مواظب خودت باش ، من هم می گم مواظب خودت باش
.

از صمیم قلب می پرستمت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 0:4  توسط فرزین  | 

هق هق

گفتند :

افتاب طلوعی دوباره خواهد کرد

اینک امید من . تو بگو افتاب کو؟

      در خلوت شبانه ی ما

 اهسته گام بردار

          اینجا طنین گام تو اغاز دشمنی ست

دیدم امید من

             برخاست

                     خشمناک

                              خندید

خندید و خیل خوف

در خلوت شبانه ی من موج می گرفت

          با هق هق گریستن من

                     دیدم طنین خنده ی او اوج می گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 20:23  توسط فرزین  | 

چه کسی می خواهد ؟؟!!!

 

چه کسی می خواهد

                 من و تو          ما نشویم؟       

من اگر ما نشوم تنهایم

تو اگر ما نشوی خویشتنی

از کجا که من وتو

شوری از عشق و جنون

                     باز برپا نکنیم      

                       از کجا که من و تو 

                 مشت رسوایان را وا نکنیم؟؟!!!!   .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 23:57  توسط فرزین  | 

وقتی می خوای...

 

چرا وقتي ميخواهيم بريم تو رويا!چشمهامونو ميبنديم؟

وقتي ميخواهيم گريه کنيم؟وقتي ميخواهيم فکر کنيم؟

وقتي ميخواهيم تصور کنيم؟وقتي ميخواهيم کسي رو بوس کنيم؟

به اين دليل که ،قشنگترين چيزهاي تو دنيا قابل ديدن نيستن!!!

خوشحال میشم نظرتونو بدونم

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 23:48  توسط فرزین  | 

عشق نمی پرسد!!!

 

عشق نمي پرسدکه تو کي هستي فقط ميگه که تو مال مني،

عشق نمي پرسد اهل کجايي فقط ميگه که تو قلب من زندگي ميکني،

عشق نميپرسد که چکار ميکني فقط ميگه که باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته،

غشق نمي پرسد که چرا دور هستي فقط ميگه که هميشه با مني،

عشق نميپرسد دوستم داري فقط ميگه که دوستت دارم!!!

منم فقط میگم دوست دارم مژگانم

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 23:52  توسط فرزین  | 

شيطان

سرگرميه تو

با تمام قدرتي که شيطان داشت،براي هدف قرار دادن قلب،

چيزي جز صداي دلنشين نيافت!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 11:21  توسط فرزین  | 

انتظار

درد جان کاهيست دردِ انتظار

کوه را زير پا خرد ميکند انتظار

بیا تا هنوز ته مانده ای مانده از ماندنم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 2:54  توسط فرزین  | 

اشتباه نکن

 

در زندگي اشتباه نکن،اشتباه کردي اعتراف نکن،اعتراف کردي

التماس نکن،التماس کردي زندگي نکن

(بچه ها من با اين متن مخالفم

100%،دوست دارم نظرتونو بدونم)

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 1:0  توسط فرزین  | 

در مورد وبلاگ

 

*****در مورد وبلاگ*****

این وبلاگ تقدیم به تمام کسانی که:

تکه ای از آسمان در چشمانشان

جرعه ای از در یا در دستانشان

و تجسمی زیبا از خاطره ی محبت گلهای سرخ

در معبد ارغوانی دلهایشان به یادگار مانده است

به آستانه ی نیلوفری تمام دلهای زلال هدیه

میکنم

بهترین ها را برایتان آرزومندم

 

با سلام خدمت دوستان عزيز.

 

من نويسنده اين وبلاگ:*فرزين* بچه شهسوار*

 

اين وبلاگ با طراحي خودم(فرزين)و با كمكهاي دوست

 

عزيز (ماريلا) تهيه و تنظيم شده براي شما عزيزان

 

اميدوارم خوشتون اومده باشه*

 

اين وبلاگو به دوستاتون هم معرفي كنين**

 

در ضمن مطالب اين وبلاگ هر هفته عوض ميشود.

 

در اخر ممنون ميشم از نظراته سازندتون ***خدا حافظ*

 

Mymail:see2see_star@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 12:44  توسط فرزین  |